تبليغاتX
SmiGeL.BlOgFa

شب يلدا

    

        « هو »

 

يلدا يعني يادمان باشد زندگي آنقدر كوتاه است كه يك دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت . . .

 

 

    يلداتون خوش يمن . . .

 

شب زيبايي داشته باشين

 

پاورقي 1 : تنها دو هفته به امتحانات مانده است ! ****

پاورقي 2 : خدا شانس بده !‌ تو همايش پياده روي ورزشكاران ، دوستم مهتاب ، همينجوري الكي الكي يه ربع سكه برنده شد !

پاورقي 3 : كتابخانه الكترونيكي موبايل

پاورقي 4‌ : نميدونم كجا ها داره برف ميباره كه هي يه كم يه كم باد ميزنه يه يه كوشولو از برفاشونو مياره واسه ما !!

!! نوشته شده توسط فاطمه | 16:14 | شنبه 30 آذر1387 •

بدون شرح !

                                                             لینک تصویر 


جمعه يك عدد مبارزه انجام داديم در داخل باشگاه خودمان ، از آن رو كه جمعه ها مجازيم لباس مبدل و غير لباس سبك بپوشيم ، اينجانب نيز فرصت را غنيمت شمرده و تيپي زده بودم اساسي . . .

طبق معمول بنده زودتر از حريف آماده شده و وارد رينگ شدم  ، همان دم كه قدم بر ميدان مبارزه نهادم ، صداي فرياد دوستان برخاست كه : " بـــــــــــــه بــــــــــــــــه . . .! فايتر (Fighter)مون چه خوشتيپه . . . ؛ ندزدنت خوشتيپه . . .؟؟!؟!؟   و الي ماشاءالله . . . !!! " ما هم بر طبق روال شوخ مزاجيمان شروع كرديم بر كلاس نهادن و عشوه آمدن ديگر بيا و ببين ! رينگمان تبديل شده بود به يك ديسكوي اساسي . . .! 

اما اصل مطلب اينكه اين سخن دوستان همان شد كه در انتهاي مبارزه چيزي از آن مبارز خوشتيپ و بلند و بالا باقي نمانده و قربون حريفم بشوم ريختمان را بهم ريخت . . . باز هم بايد بگويم دَم حريفمان گرم كه تلاشهايش بر  سر و صورت و هيكلمان كارآمد نبوده و در همان حد به گند كشيدن لباس اسپرت خوشكلمان باقی ماند و بس . . .

 

پاورقي 1 : بابت تأخير طولانيم شرمنده ي به تمام معنام !

پاورقي 2 : بايد يه تشكر ويژه و سفارشي از طرف خودم و خودش داشته باشم از سامره ي عزيزم ( ويشمستر ) به خاطر پذيرايي گرم خودش و خونواده ش كه چهارشنبه ي گذشته ما رو شرمنده كردن و يه زرشك پلو با مرغ و يه ماكاراني ما رو مهمون كردن بماند كه يه عالمه كيوي ( محصول دست باباي ويشمستر ) ازشون كش رفتيم ، اتفاقاً‌ همين امشب داشتم چندتاشونو نوش جان مي كردم.

سامره اي ، فداي مهربونيات بشم ، چهارشنبه روز خوب و به ياد موندنيي شد برامون . . . دمت گرم

پاورقي 3 : بفرما ! هيچي نشده آجـيــمـونـو داريم شوهر ميديم كه بره !! ميگم خوش به حال اون دوماد خوشبخت . . . نه چك زد و نه چونه ، ماه و برده به خونه

پاورقي 4 : اي كدخدااااااا !! خدا بگم چيكارت نكنه ؟!! ( آخه دلمم نمياد كه بگم كاريت بكنه . . . ) اين دي وي دي كه برام زدي چشه؟ از وقتي دي وي ديتو انداختم به جون كاميم ، بلا سرش اومده   پاورشو ميزني كه روشن بشه ، بالاد نمياد كه ، تا اينكه 60 باز هي پاورشو بزني تا بالاخره سر شصت و يكمين بار شااااااااايد بالا اومد . . . 

پاورقي 5 : حرف هايي هست براي گفتن که اگر گوشي نبود نمي گوييم و حرف هاييست براي نگفتن حرف هايي که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورندو سرمايه ي هر کس به اندازه ي حرف هاييست که براي نگفتن دارد

!! نوشته شده توسط فاطمه | 23:9 | یکشنبه 10 آذر1387 •

یاد ایام !

دلم واسه ديكته نوشتن تنگ شده خيلي دوسش داشتم ! ديكته رو ؛ دلم برا مشق نوشتن ، مداد قرمز ، صد آفرين ِ پاي ِ مشق ها وقتي كه خوش خط مي نوشتيمشون ، براي مدرسه ابتداييمون تنگ شده

چه دوراني بود ، بچه بوديم ، صاف و ساده . . . غرق روياهاي بچه گانه !

يادمه اولين نمره بدي كه گرفتم 14 بود!!‌ديكته رو شده بودم 14 ! فكر كن ! آخه رفته بوديم مسافرت ، تهران ؛ بعدش يه چند درسيو نبودم. درسمون سر حسين فهميده بود ! همينكه اومديم از مسافرت همون روز اولي معلممون املا گفت ، منم شدم 14

البته بعدش با معلممون حرف زدم و بهش گفتم چرا اينطوري شده

يادمه اون موقع مخصوصاً سوم ابتدايي من مغز رياضي كلاسمون بودم همش امتحاناي كلاسي رو من تنهايي بيست ميشدم ، بعد معلممون كلي ازم تعريف مي كرد منم كلي حال مي كردم برا خودم

ابتدايي بودم يه دفعه هم آبله مرغون گرفته بودم ، 1 هفته مدرسه نرفتم اگه بدوني چه حالي داد اون يه هفته

دلم براي اون دوستام هم تنگ شده ، گرچه الآن همشون كلاس ميزارنو آدمو تحويل نميگيرن ! البته با بعضياشون هنو در ارتباطم ، لااقل سلام آدمو عليك ميگيرن!! از دوستاي اون دوران فقط هانيه برام مونده ، كه اونم اتفاقي وقتي پارسال رفتم باشگاه ديدم كه اونم باشگاه مياد ، بعدش شديم مثه اون دورانها ، دوستِ جون جوني!!

پاورقي 1 :‌

I searched through books,

And I leafed through cards,

for words that would convey what I had in my heart . . .

but when I sat down to write all I can write was . . .

I can't live without You!

پاورقي 2 : ميگم گاهي وقتا تو يه موقعيتهاي خاص آدم چه فكرايي كه به ذهنش نميرسه ! بعدش كه اون موقعيت ميگذره با خودش ميگه چه فكره احمقانه اي !!!

پاورقي 3 : از چند روز پيش ، 5 تا هم اتاقي پيدا كردم ! دوستام برام كادو آوردن. هم اتاقيام 5تا پروانه خوشششششكلن ! 5تا پروانه خشك شده كه تو يه قاب خوشكل تابلو شدن

پاورقي 4 : چندتا فيلم جديد ديدم

پاورقي 5 :‌ دیشب یکی از بهترین شبهای عمرم بود! خونه آبجی خدیجه م بودیم. ۸ نفری جمع شده بودیم اونجا  چه حالی بود  

همیشه خوابیدن پیش آبجی رو دوست داشتم . بهم آرامش میده

 

!! نوشته شده توسط فاطمه | 22:51 | جمعه 1 آذر1387 •

RSS