عکس فقط!
امرو بی هیچ حرفی می خوام عکس بزارم
همه مدل همه نوع!

آخر شب حرم سلطان سيد جلال الدين ابن امام موسي كاظم (ع):

عكسهاي خوشمل تقديم به همه :



.....
کدخدای مریض!
بوی باران،بوی سبزه،بوی خاک
شاخه های شسته،باران خورده،پاک
آسمان آبی و ابرسپيد،
برگهای سبز بيد،
عطرنرگس ، رقص باد،
نغمه شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست،...
نرم نرمک ميرسد اينک بهار،
خوش به حال روزگار !
خوش به حال چشمه ها و دشتها !
خوش به حال دانه ها و سبزه ها !
خوش به حال غنچه های نيمه باز !
خوش به حال دختر ميخک ـ که ميخندد به ناز
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه دراين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی به کام،
باده رنگين نمی بينی به جام،
نقل و سبزه درميان سفره نيست،
جامت ـ از آن مِی که می بايد تهی است،
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم!
ای دريغ از من اگرمستم نسازد آفتاب!
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم ازبهار!
گرنکوبی شيشه غم رابه سنگ،
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ .
فريدون مشيری
ايندفعه اومدم فقط و فقط بخاطر يه دوست عزيز و خوب و قديميه خودم كه يه مدتيه ناخوش احواله. خبرشو دارم مدام دكتر ميره و براش آزمايش و از اينجور چيزا مي نويسه.
راستش خيلي نگرانش شدم. خوب آخه آدم يكيو بشناسه ؛ رفيقش باشه و اون وقت بدونه كه افتاده تو خط مريضي دلش مي گيره و ناراحت ميشه. دروغ چرا از وقتي فهميدم كه كدخداي مهربونه دهكده ي دوست داشتنيه همه مون يكم بداحواله هروقت بيكار ميشم و يه لحظه آروم مي گيرم يادش ميافتم! آخي بميره اون كسي كه چشمت كرده... ماشالله انقد پر انرژيه اين رفيقمون كه جاي چشم زدن هم داشت!
خلاصه ميخوام از همتون بخوام واسش دعا كنيد چيزيش نباشه. زوده زود خوب بشه...
خدايا بحق دل مهربونه خوده ابوذري مهربون خوبش كن...
خدايه نازنين همه ي مريضا رو شفا بده. دوسته خوبه ما رو هم همينطور...
پاورقي 1: مامام اينا Go Back! كردن! انقد دلم بالاشون تنگ شده بوووووود كه نگووووو....
پاورقي 2: واقعا پسرا چه موجودات موريانه اي هستنا! البته بلانسبت دوستان و آشنايان! اولين جلسه كلاس مباني فناوري اطلاعات بود. استادش هم خانوم. بالاي تابلئ نوشت « ياهو » . اونوقت وقتي يه كاغذ داد كه بچه ها تك تك اسمشونو بنويسن پسرا بالاي اون كاغذه نوشتن « گوگل »!!!! يعني واقعا آي كيوشون پايين بوده يا خودشونو زدن به آْي كيو پاييني؟!!

