تبليغاتX
SmiGeL.BlOgFa

تذکر!!!

 

نامت چه بود؟ آدم

فرزندِ كي ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک

اینک محل سکونت؟ زمین خاک

آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است.

قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک

اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک

روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق

رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه

وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین

جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا

شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک  

شاکی تو؟ خدا  

نام وکیل؟ آن هم فقط خدا  

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟ همین و بس

حکمت؟ تبعید در زمین

همدمت در گناه ؟ حوای آشنا

ترسیده ای؟ کمی

زچه؟ که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی

چه کس؟ گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟ دیگر گِله نه ولی...

ولی که چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!!

دلتنگ گشته ای؟ زیاد

برای که؟ تنها فقط خدا

آورده ای سند؟ بلی

چه؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟ بلی

چه کس؟ تنها کس خدا

در آخرین دفاع؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا.........

                          

......................

احتمالاً خیلیاتون اینو قبلاً خونده بودین .. آخه از یه سایت کش رفتم!!! اسمش هم Lovely4u.tk  ست.

خیلی جالبه ها ولی من که خوندم همچین شدم عاقل ان در سفیه / ببخشید اندر سفیه!

به هر حال خواستم بگم منو یادتون نره من هنوز سر حرفم هستم که دارم میام!!

لحظات به کامتان.

خودتونــو ببوسید .

بای فور اِور

.........................

...................

..............

.........

....

..

............... شوخی کردم بابا بای تا بعد

 

پاورقی : نظرخواهی رو غیر فعال کردم که تو همون پایینی نظر بدین جمع بشه

!! نوشته شده توسط فاطمه | 19:46 | شنبه 27 مرداد1386

دارم میام

وااااااااااااایییییییییییییییییی سلااااااااااااامممممممممممممممممم

من خودمم؛ خوده خودم! دیدید برگشتمممممم. دلم برا همتون ایـننّـی شده بود بقرآن...

وای خــــــدددددداااااااااااااااااا خودمم باور نمیشه که دارم تو همکلاسی می نویسم ... حالا می فهمم چقدر این وبمو دوست دارم... این مدت داشتم دیوونه می شد بارها وسوسه شدم بیام و دردودل خودمو اینجا خالی کنم ولی از اونجایی که بخودم قول داده بودم نیومدم....

حالا امروز هم علی الحساب اومدم جمعه ی دیگه (2 شهریور ) امتحان و که دادم ، دربست درخدمت همتونم... امیدوارم همه دوستای سابقم بازهم اینجا بیان و اینطور نباشه که من از نو همچی رو شروع کنم.....

خیلی دوستتون دارم همتونو ، مخصوصا اونایی که چند دفعه بهم گفتن که چرا برنمی گردم و ازم خواستن که بیام... خودشون فهمیدن

امروز فقط خواستم بگم که خودتونو آماده کنید که فاطمه داره میاد با کلّی حول و ولا... ایشالله خوده جمعه که از آزمون برگشتم و نهارمو که خوردم یه آپ میزنم که برید تو کارش... منظورم تو کار کامنت دونی ترکوندن بود

خوب دیگه خیلی مخلصیم

باز من اومدمو پر حرفیام شروع شد دیگه؛ من مثه اون خربزه هستم که لرز داره هرکی منو میخوره پای لرزم هم میشینه

من برم یه چرخی تو نت بزنم ببینم چه خبره تا هفته دیگه بهم قول بدید که پیشم میاین

خودتون و ببوسید

یا حق

 

!! نوشته شده توسط فاطمه | 19:11 | پنجشنبه 25 مرداد1386 •

RSS