غم و غصه چیه؟؟؟؟
سلام دوستان. احوالات چطوره؟
ما هم خوبیم... خدا رو شکر . زندگیمون میگذره.
الآن که دارم اینو تایپ می کنما چشام از شدت خواب آلودی داره می سوزه. آخه دیشب سه تا آدم بی کار ! نذاشتن من بخوابم.
حالا بماند خودشون فهمیدن! صبح هم که ساعت 7 پا شدم . آخه بیلاوارث کلاس داشتم . اومدم خونه 12:30 دقیقه بود. نهار نخوردم چون حال نداشتم.! الآن هم اومدم بخوابم که دیدم چه فایده چشم رو هم بزارم باید پاشم آخه ، دردگرفته ، بعد از ظهر از 3 تا 6 کلاس دارم. اَه.... ضدحال یعنی این...
خوب حالا ولش. اوله هرچی این شعر و بخونید من که خوندم بدم نیومد. گفتم شما ها هم بخونید.
سر بسته بگم تقدیمش می کنم به دو نفر که برام خیلی ارزش دارن. یکیش آجی جونمه .
دومیش دیگه بماند.! خودش فهمید!
(هُو...! فکرای بد نکنیداااا
)

ماه من غصه نخور زندگي جذر و مد داره ، دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور همه که دشمن نميشن ، همه که پر ترک مثل تو و من نميشن
ماه من غصه نخور مثل ما ها فراوونه ، خيلي کم پيدا ميشه کسي رو حر فش بمونه
ماه من غصه نخور گريه پناه آدماس ، تر و تازه موندن گل ، مال اشک شبنماس
ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز ، باغچمون غرق گلاي عاشق نازه هنوز
ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب ميشه ، مي دونم گاهي آدم،تو وطنش غريب ميشه
ماه من غصه نخور شمعدونيا صورتين ، دلايي که بشکنن چون عاشق اند قيمتين
ماه من غصه نخور سبک ميشي بارون بياد ، تو يه عاشقي بايد نترسي از کم و زياد
ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن ، تويه اين قصه دلا يه وقتايي عروسکن
ماه من غصه نخور تاب بازي افتادن داره ، زندگي شکستنو دوباره دل دادن داره
ماه من غصه نخور خيلي ها تنهان مثل تو ، خيليا با زخماي عاشقي آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور زندگي بي غم نميشه ، اوني که غصه نداشته با شه آدم نميشه
خوب بود نه؟ این چه حرفیه... عالی بود.! ![]()
میدونید چیه واقعاً هستا. زندگی آدم ، همش سر و ته همین خوبی و بدیاست دیگه. مُنتها ما آدما (توجه! ما آدما ؛ من خودمم آدم دونستم!
) یه مشکل ذاتی داریم اینه که ، اون موقع که داریم از شدت خوشی منفجر میشیم ، اصلاً حواسمون نیست که داریم از زندگیمون لذت می بریم. همچین که یه نمور مشکل پیش میاد ، داد و آه مون میره هوا که آخه این چه زندگی نکبتی که ما داریم!!! همش بدی ، همش مشکل!! غافل از اینکه ما خوبیشم دیدیم و برا خودمون نمیزاریم.![]()
به هر حال سعی کنید همیشه صبور باشید و قوی. تا به مشکلی برخوردید اصلاً جا نزنید. بزار مشکله رووش کم بشه ، بره پی کارش!. می فهمی؟!![]()
حالا این حکایت باحال رو هم بخونید. حکایت که میگی همه فکر می کنن قدیم قدیماست. اما این حکایتش 2006 ییه!!!
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد .
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه ...!!!
دیگه اینم از مسائل دنیای مجازیه دیگه. چه میشه کرد.
راستی یادم رفت بگم ، اصغر جون سه شنبه رفت کربلا ( اَه خنگول ، اصغر جون بابابزرگمه دیگه!!)
این پنج شنبه میاد. آخجون همه فامیل دور هم جمع میشیم. خوش به حالمون . کلّی حال می کنیم.
خوب دیگه ما رفتیم . (به مداحیی که رو وبلاگ پخش میشه دقت کردید؟ ای ول به خودم!
)
مواظب خودتون و بغل دستیاتون باشید.
تا آپ بعدی (10 بهمن ایشالله) یا علی![]()

