تبليغاتX
SmiGeL.BlOgFa

ابلاغیه!

بسمه تعالی

 

ابلاغیه به تمامی هم وطنان گرامی ، از قبیل دختردایی ها و پسردایی هایی که با مُعضل بزرگی به نام پسر عمه دست و پنجه نرم می کنند :

بدینوسیله به اطلاع می رساند در راستای مبارزه با شیوع بیش از حد پسرعمه ها در جامعه و به نابودی کشیدن جامعه توسط آنها ، ستاد جلوگیری از مفاسد اجتماعی برآن است در یک همیاری عمومی به طور جمعی روی تمامی پسر عمه ها (از نوع سه پیچشون)را کم نموده تا از هرگونه خطرات احتمالی جلوگیری به عمل آید.(لازم بذکر است که جسارت به پسرعمه های مهربون نشودها!)

به همین منظور ، از تمامی صِنفهای گرفتار این مُعضل دعوت به عمل می آید جهت اعلام آمادگی خود در این زمینه ، در اولین فرصت به این ستاد مراجعه کرده و مسئولین را در اطلاع قرار دهند.

 

      مدارک لازم جهت ثبت نام در این حرکت جمعی:

یک برگ فتوکپی دو صفحه ی اول شناسنامه ی خود و یک دور فتوکپی تمام صفحات شناسنامه ی پسر عمه ی مورد نظر خود .

دو عدد عکس 3 در 4 پسر عمه ی مورد نظر در حالات مختلف (جهت چاپ آگهی ترحیم!)

یک دست کت و شلوار مشکی !

 

((هدف ما آسایش کلیه دختر دایی ها و پسر دایی های این مرز و بوم ، از دست پسر عمه های گیر است!))

 

                                  با تشکر:

همکلاسی(Smigel) : رئیس سازمان مبارزه با فساد اجتماعی!!

(رهایی از دست اقوام سه پیچ!!)   

 

«یا علی»

 

   

 

 

!! نوشته شده توسط فاطمه | 5:55 | شنبه 29 مهر1385 •

عکس

سلاین!

اومدم چندتا عکس بزارم حلشو ببرید

اما بدلیل یه سری مسائل تو ادامه مطلب می زارم .

ببینی بد نیست

(اینا رو گذاشتم چون خواستم از همه نوع سلیقه ای که میان اینجا دست پربرگردن)

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط فاطمه | 5:54 | شنبه 29 مهر1385

مردم آزاری تا چه حد؟!؟!؟!

 

(*)اگرمی خواهید دیگران را هرس بدهید ....

 

1- قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد...

2- وقتي ميخواهيد تلویزون رو خاموش کنيد صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!

3- تو خوابگاه پادگان، ساعت 3 نصفه شب بلندشید؛همه(میگم همه یعنی همه)رو بیدار کنید بگویید «دستشویی دارم!،می ترسم برم،میشه شماها هم باهام بیاید!؟!!؟»

4- تو رختخواب داداشتون 5 دقیقه قبل از اینکه بره بخوابه یه لیوان آب یخ خالی کنید!

5- وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در رو براتون باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگيد: ممنون! باز شد!

6- وقتی کلّی مِهمون برایتان می آید ، بروید دَم پلّه و همه کفشها را لنگه به لنگه با هم جفت کنید!

7- سر سفره غذا وقتی بغل دستیتون سرشو برگردوند یه قاشق نمک(یا بیشتر!) بریزید تو غذاش دقیقاً جایی که همشو بتونه تو یه قاشق بخوره!!(اگه بغل دستیتون پسر عمه تون بود ، بجای نمک،فلفل بریزید!(هرچه بیشتر بهتر!))  

8-وقتی یه مهمون کت و شلواری واستون میاد ، با کلّی کلاس یه فنجون قهوه براش درست کنید ، اما همینکه درست جلوش رسیدید یه جوری (مثلاً غیر عَمد) همشو بریزید رو کت و شلوار قشنگش و بعد بگید: « ای وای ببخشید! ، حواسم نبود!! »

9-شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!!

 

یه چندتا جوک هم میزارم که باحال اند! من که وقتی شنیدم بس که خندیدم دل درد گرفتم!

 

ترکه وصیت میکنه میگه : من نماز قضا ندارم فقط برام 45 سال وضو بگیرید.

 

به يه تركه ميگن چرا قبض آب وبرق را دوست داري ميگه چون پشتش نوشته مش ترك گرامي…!!

 

يه روز يه اتوبوس با مسافراش ميرفته تو راه خراب ميشه. هر كس يه نظري در مورد اشكال پيش اومده ميده. يه آقاي كه اتفاقا مهندس كامپيوتر بوده ميگه:به نظر من همه پياده بشيم دوباره سوار بشيم درست ميشه

 

به تركه ميگن بچه كجايي؟ ميگه بچه تهران ميگن كجاي تهران ميگه ميدون ازادي رو بلدي؟ ميگن اره ميگه ششصد كيلومتر اونورتر ديگه

 

ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید!!

«یا علی»

 

 

 

!! نوشته شده توسط فاطمه | 19:48 | چهارشنبه 19 مهر1385 •

 

واست آرزوی مرگ می کنم

می فهمی

ببین!

بزار خیالتو راحت کنم

دیگه اون روزا گذشت...

اون وقتا که اگه روزی صداتو نمی شنیدم

می مُردم....

اون موقع ها من ساده بودم....

اما حالا...

حالا دیگه میخوام سر به تنت نباشه

یادته یه موقع

شوخی شوخی بهم می گفتی

یه روز میای طرفه خونمون و

پرچمهای سیاه و مشکی رو می بینی ...

که روش نوشته:

درگذشت جوان ناکام..............

حالا من

جدی جدی آرزوی این لحظه رو دارم...

....

....

نه....!

یه لحظه وایسا...

تو باید بمونی...!!

باید بمونی و عذاب بکشی...

(با مُردن که راحت می شی)

می خوام بمونی اما

حتّی یه چیکه آب خوش از گلوت پایین نره

می خوام هر روزت ، روزِ عذابت باشه

واست آرزو می کنم

که بمونی و

لحظه لحظه ی زندگیت

ثانیه ها و لحظه های انتقام باشه

انتقامه زجرایی که به من دادی

انتقامی که فقط زمونه می تونه ازت بگیره

انتقامی که من نتونستم ازت بگیرم

 

(البته شایدم خودم نخواستم که بگیرم...!!)

 

 

!! نوشته شده توسط فاطمه | 11:25 | یکشنبه 9 مهر1385 •

شعر!

سلام بچه ها خوبین؟ من هم خوبم یعنی دارم خوب میشم قبل از اینکه این پست و بخونید باید بگم : خیلی شرمنده جدیداْ انقده سرم شلوغ شده ... آپ که می کنم وقت نمی کنم بیام تو وبلاگ تک تکون کامنت بزارم و بگم که بیا و فلان و فلان....(اخه خدایی قبلا وقتی می آپیدم همون دیقه به واسه همه کامنت میزاشتم خبر میدادم) (فکر نکنین که مسئله مدرسه و این حرفا ست من که مدرسمو تموم کردم خوب) واسه همین دوستانی که میخوان از بروز شدن مطلع بشن  آی دی منو اد کنن تا با سند تو ال علی الحساب یه خبری بدم

آی دی من :   only_my_friend2003   یا    Bia2smigel  ( دومیه پروفایل اولیه ست)

البته بعدش که سرم خلوت شد واستون کامنت هم می زارم (خدایی منو که میشناسید End کامنتم!)  حالا این شعرو هم بخونید که یه جورایی آخره سنگدلیه!

 

 

خون

 

تو تاریکی

به همه ی حرفات فکر میکنم....

مورورشون باعث میشه بیشتر ازت متنفر شم!

تو یه اتاق تاریک و یخ

یه بسته کبریت

یه بسته قرص

یه لیوان آب

یه ورق خط خطی

عکست...

روشنش میکنم کبریتو!تموم میشه...

یکی دیگه

یکی دیگه......

 تموم شدن!

اما من هنوز تموم نشده بودم....

همیشه از بوی دود و سیگار خوشم می اومد....حالا اما داشت خفم میکرد!

عکستو پاره میکنم!

داد میزنم!

هیشکی نیس نجاتم بده از این تاریکی عمیق!

قرص میخورم

بدون آب

لیوانو پرت میکنم طرف در

یه تیکه از شیشه اش میره تو دستم!

خون میاد

همیشه از خون میترسیدم...

اما حالا  خیلی دوسش دارم...

چون وقتی تموم شد منم تموم شدم!

 

 

 

 

                                                                                                          .::یا علی ::.

!! نوشته شده توسط فاطمه | 6:9 | دوشنبه 3 مهر1385 •

عکس

اینم یه عکسه خوشکل واسه اینکه اینجا یه ذره عارفانه بشه!!

 

           

 

 

      

 .::یا علی::.

!! نوشته شده توسط فاطمه | 5:23 | دوشنبه 3 مهر1385

RSS